هم‌زمان با احداث شرکت‌ شهر میانکوه، نخستین بازارچه این مجموعه در سال ۱۳۲۹ شمسی (۱۹۵۰ میلادی) ساخته شد. این بازارچه، در محلی قرارداشت که بعداً باشگاه البرز در نزدیکی آن ساخته شد. بازارچه، نخستین مجموعه تجاری میانکوه به شمار می‌رفت که نیازهای روزانه کارکنان صنعت نفت و خانواده‌های آنان را تأمین می‌کرد.

تصویر هوایی سال ۱۹۵۰، قدیمی‌ترین سند تصویری شناخته‌شده از این بازارچه است و چگونگی استقرار ساختمان‌ها را در نخستین سال‌های شکل‌گیری شرکت‌ شهر به‌ خوبی نشان می‌دهد.


بازارچه از شش مغازه ردیفی در یک بلوک و دو مغازه در روبه‌روی آن تشکیل شده بود. شش مغازه اصلی، انواع کالاهای مورد نیاز کارکنان صنعت نفت و خانواده‌های آنان را عرضه می‌کردند و مرکز اصلی خرید روزانه ساکنان میانکوه بودند. دو مغازه روبه‌روی آن که به سبک معماری خانه‌‌‌های کارگری با سقف شیبدار یک طرفه ساخته شده بودند نیز به نانوایی و قصابی اختصاص داشتند تا نیازهای اساسی ساکنان را به‌طور روزانه تأمین کنند. پشت هر یک از شش مغازه ردیفی و همچنین پشت نانوایی و قصابی، یک واحد مسکونی ساخته شده بود و خانواده‌های مغازه‌داران در همان محل سکونت داشتند. این شیوه طراحی، محل کار و زندگی را در کنار یکدیگر قرار می‌داد و موجب پویایی دائمی‌بازارچه می‌شد.
از نظر معماری، بازارچه نمونه‌ای از طراحی عملکرد گرای شرکت نفت بود. ساختمان بازارچه با پلان مستطیلی، بام‌ شیب‌دار دوطرفه و آرایشی منظم ساخته شده بودند و قرار گرفتن مغازه‌ها در امتداد یک محور مستقیم، دسترسی آسان مشتریان را فراهم می‌کرد. در نمای هر مغازه، شماره مغازه به دو زبان فارسی و انگلیسی نصب شده بود که نشان‌دهنده نظام اداری و استانداردهای شرکت نفت در نام‌گذاری و شناسایی واحدهای تجاری بود.
مهم‌ترین ویژگی معماری این بازارچه، درهای کشویی چوبی دولنگه آن بود. این درها بر روی ریل‌های فلزی نصب‌شده در بالا و پایین، حرکت کرده و به صورت افقی باز و بسته می‌شدند. با باز شدن دو لنگه، تمام عرض مغازه در اختیار فروشنده قرار می‌گرفت و حمل و نقل کالا به‌آسانی انجام می‌شد. بر روی هر یک از این درهای چوبی نیز یک صندوق پستی فلزی نصب شده بود تا نامه‌ها و بسته‌های کوچک در زمان تعطیلی مغازه دریافت شوند.


درهای کشویی چوبی بازارچه میانکوه را باید از ویژگی‌های منحصربه‌فرد معماری شرکت‌ شهرهای نفتی دانست. بر اساس بررسی‌های میدانی نگارنده از شرکت‌ شهرهای نفتی جنوب ایران، نمونه‌ای از این نوع درهای چوبی در بازارچه‌‌‌های دیگر شرکت شهرهای نفت مشاهده نشده است. تنها نمونه مشابه، بازارچه کوچک شرکت‌ شهر سربند در حدود هشت کیلومتری شمال‌ شرق میانکوه است که یک ردیف مغازه با همین نوع درهای کشویی چوبی داشت. در سایر شرکت‌ شهرهای صنعت نفت، درهای کشویی عمدتاً از نوع فلزی بودند و بیشتر در انبارها، کارگاه‌ها، گاراژها و ساختمان‌های تأسیساتی، از جمله تأسیسات استخرها، به کار می‌رفتند و نه در واحد‌‌‌های تجاری.

بازارچه میانکوه تنها محل خرید و فروش کالا نبود، بلکه یکی از مهم‌ترین کانون‌های زندگی اجتماعی شرکت‌ شهر نیز به شمار می‌رفت. کارکنان صنعت نفت و خانواده‌های آنان هر روز برای خرید مایحتاج، دیدار با یکدیگر و تبادل اخبار به این بازارچه مراجعه می‌کردند و همین رفت‌ و آمدهای روزانه، آن را به یکی از زنده‌ ترین فضاهای عمومی‌میانکوه تبدیل کرده بود. از این رو، بازارچه میانکوه علاوه بر ارزش معماری، از منظر تاریخ اجتماعی و شهرسازی نیز جایگاه ویژه‌ای در تاریخ شرکت‌ شهرهای صنعت نفت ایران دارد و امروزه یکی از ارزشمندترین نمونه‌های شناخته‌شده از معماری و سازمان فضایی بازارهای شرکت نفت در دهه ۱۳۲۰ شمسی به شمار می‌آید.

🖋 حسن خادمی‌( عضو هیئت تحریریه مشعل آبادان)

بازارچه میانکوه تنها محل خرید و فروش کالا نبود، بلکه یکی از مهم‌ترین کانون‌های زندگی اجتماعی شرکت‌ شهر نیز به شمار می‌رفت




واکاوی اسناد آرشیوی

معرفی و بررسی اسناد تاریخ آبادان و تاریخ نفت ایران در نشریه مشعل آبادان

وضعیت مناطق نفت خیز در دسامبر ۱۹۳۰‌ بر اساس گزارش سرهنگ پرسی داد ( یا دود)

نویسنده این سند، وابسته نظامی‌بریتانیا در تهران، سرهنگ پرسی داد است که گزارش را در تاریخ ۳۰ دسامبر ۱۹۳۰ برابر با نهم دی ماه ۱۳۰۹ تهیه کرده است. این برگه بخشی از مجموعه گزارش‌های دوره‌ای او درباره اوضاع ایران به شمار می‌رود و اهمیت آن در بازتاب همزمان تحولات سیاسی، نظامی‌و اقتصادی ایران در سال‌های آغازین حکومت پهلوی اول است. از متن چنین برمی‌آید که کشور در آن روزگار دست‌کم در چهار عرصه دستخوش تغییر بود: تشکیل مجلس هشتم و ساماندهی داخلی آن، تحرکات نظامی‌از جمله بازگشت هنگ آهنین از لرستان، خرید کشتی جنگی از آلمان و تلاش برای نوسازی نیروی دریایی، و نیز حضور پررنگ شرکت نفت انگلستان و ایران در جنوب که عملیات حفاری را با نگاه اقتصادی مدیریت می‌کرد. همچنین اشاره به شورش‌های محلی در ممسنی و بویراحمد پس از خروج نیروهای دولتی و تغییر نام دزداب به زاهدان به فرمان شاه، نشان از نفوذ ناموزون حکومت مرکزی بر نقاط مختلف کشور دارد. گزارشگر با لحنی واقع‌نگر و مبتنی بر مشاهدات عینی، جزئیات دقیقی از وضعیت مناطق نفت‌خیز و تحرکات نظامی‌ارائه داده، اما به عنوان یک دیپلمات خارجی، انتخاب موضوعات و تأکید بر برخی رویدادها متأثر از اولویت‌های اطلاعاتی کشورش است؛ با این حال، سند به سبب ذکر تاریخ‌ها، اماکن و اسامی‌مشخص، منبعی معتبر برای شناخت فضای عمومی‌ایران در آن برهه به شمار می‌رود.

Coll 28/84 ‘Iran. Changes in Iranian place names.’ [‎155v] (310/313)
Ref: IOR/L/PS/12/3488

در اینجا متن دقیق انگلیسی سند آورده شده است:


For the first month, before embarking on their two years’ term of duty, the members of the Majlis are employed on matters of internal organisation. Mirza Hussein Khan, Dadgar, has been appointed President.

  1. Military.

It is reported that the 2nd Regiment (Ahanin Regiment) of the 1st Infantry Brigade of the Central Garrison have returned to their headquarters at Tehran after two years’ detached duty in Luristan.

  1. Naval Affairs.

Two Persian officers, Sultans Ibrahim and Salim Pio, are reported to have been sent to fetch from Germany the ship “Chelcheleh,” which has recently been purchased by the Persian Government for 20,000 tomans.

  1. Education.

The authorities of the American College in Tehran propose to extend their present educational facilities by establishing a local university.

  1. Anglo-Persian Oil Company. Workings in Southern Area.

As a temporary measure it has been decided, chiefly on the grounds of economy, to suspend operations in the Mishun area, which includes the points based on Ganowah; work will probably be resumed there next year.

Work at Aghajari ceased some time ago, as it was purely a test area. Work at Pazanun is still in progress, but only on one well. These last two areas are small test areas based on Ahwaz.

During the suspension of work in the Mishun area, wells are mudded up and can be reopened on very short notice. Surplus plant is being used at Haft Kel and Kuh-i-Mund, where drilling is of greater importance at this moment.

The Anglo-Persian Oil Company have just received permission from the Persian Government to send a geological party to examine the mountains in the neighbourhood of Kuh-i-Mund, Kuh-i-Nimak and Kuh-i-Dirang, and the party has already left Bushire on a tour of about three months’ duration.

  1. Fars.

On the departure of the military and the tribal levies from Mamasanni and the Boir Ahmedi country, the rebel leaders—Sartip Khan and Mir Ghulam, who had been in hiding—reappeared, and, having ejected the small garrisons left in certain posts, reoccupied several forts.

  1. Seistan.

It has been notified that during his recent tour the Shah issued instructions that in future Duzdab would be known as Zahedan.

PERCY C. R. DODD, Lieut.-Colonel.

Tehran, December 30, 1930.

ترجمه بخشی از سند

شرکت نفت انگلستان و ایران – عملیات در منطقه جنوبی
به عنوان اقدامی‌موقت و عمدتاً به دلایل صرفه‌جویی اقتصادی، تصمیم به تعلیق عملیات در منطقه میشون گرفته شده است که شامل نقاط مستقر در گناوه می‌شود احتمالاً کار در آنجا سال آینده از سر گرفته خواهد شد.

کار در آغاجری مدتی پیش متوقف شد، چرا که صرفاً یک منطقه آزمایشی بود. کار در پازنون همچنان ادامه دارد،

در طول تعطیلی کار در منطقه میشون، چاه‌ها با گل و لای پر می‌شوند و می‌توان در کوتاه‌ترین زمان ممکن آنها را مجدداً بازگشایی کرد. تجهیزات مازاد در هفت‌کل و کوه موند استفاده می‌شوند، جایی که حفاری در حال حاضر از اهمیت بیشتری برخوردار است.

شرکت نفت انگلستان و ایران به تازگی از دولت ایران اجازه گرفته است تا یک گروه زمین‌شناسی را برای بررسی کوه‌های مجاور کوه موند، کوه نمک و کوه دیرنگ اعزام کند، و این گروه از بوشهر برای سفری به مدت حدود سه ماه حرکت کرده است.

۸. فارس
پس از خروج نیروهای نظامی‌و سربازان عشایری از ممسنی و منطقه بویر احمدی، رهبران شورشی سرتیپ خان و میر غلام — که در مخفیگاه به سر می‌بردند، مجدداً ظاهر شدند و با بیرون راندن پادگان‌های کوچک باقی‌مانده در برخی پست‌ها، چندین دژ را مجدداً اشغال کردند.

۹. سیستان
اعلام شده است که در طی سفر اخیر خود، شاه دستور صادر کرد که از این پس «دزداب» به «زاهدان» تغییر نام یابد.

امضاء: پرسی سی. آر. داد، سرهنگ دوم.
تهران، ۳۰ دسامبر ۱۹۳۰.


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

ما را دنبال کنید: